بەرابەر بە |

در پشتیبانی و همدلی با همه پرسی سرنوشت در کردستان عراق

s_580_300_16777215_10_images_farsi_1521379_542689939161233_1892187035_n.jpg

رحیم فرهمند: واقعیت امرو جبر تاریخی این است که کردها بعد از آن همه مرارت و مبارزه برای رهائی از قید اشغال وظلم وتحقیر، به حقوق خود دست خواهند یافت. در چنین شرایطی، جفا در حق کردها در تاریخ به زیان انکار کنندگان تمام خواهد شد. ایران و حق تعین سرنوشت کردها چرا برخی ازمسئولین ایران از موضع مخالفت با حق تعیین سرنوشت کردهای عراق صحبت می کنند؟ مسلم این است که کردها بنا به گواهی تاریخ، همه انسانهای آگاه و انساندوست والبته همه مسئولین جمهوری اسلامی ایران( و حتی رژیم پهلوی )، بنیانگذارایران و اصیل ترین برپادارندگان فرهنگ و تمدن و حکومت و فرمانروائی در این منطقه اند. چه رژیم پهلوی و چه نظام جمهوری اسلامی و همه مورخین و محققین ایرانی و عربی و غربی می دانند که کردستان های عراق و سوریه و ترکیه و کردهای اکنون واقع شده در جمهوری های شوروی سابق از جمله ارمنستان، جمهوری آذربایجان و روسیه و حتی افغانستان و لبنان و ...، همگی بخشی از جغرافیای مستقلی بوده اند که اکنون به نامهای مختلفی همچون عراق، ترکیه، سوریه و ایران نامیده می شود. بخش های جداشده از امپراطوری بزرگی که به دست اعراب و مغولها فروپاشید و بویژه در طول پانصد سال گذشته تا کنون به سبب بی لیاقتی و ضعف حکومت های صفویه تا قاجارحاکم بر این سرزمینهااز هم جدا و تجزیه شده اند. همه ایرانیان و همه دنیا اگاه اند که رژیم های عرب و ترک عراق و سوریه و ترکیه که ساختگی و مصنوع دست استعماراند، چه بخش هائی از کردستان را در اختیار گرفته و چه جنایت هائی در حق این بخش از ایرانیان نکرده اند. انفال کردها درعراق، به عنوان فاجعه ای جهانی و ژنوسایدی به رسمیت شناخته شده ، تبعید و آواره کردن میلیونها کرد درعراق و سوریه و ترکیه، ویران کردن شهرها و روستاهای کردنشین در این سه کشور، دریغ کردن حتی شناسنامه از کردها در سوریه، مجبور کردن و تهدید به مرگ و زندان، در صورت پنهان نکردن هویت ملی و قبول نکردن هویت اجباری ترکی در ترکیه و دهها و صدها اهانت ظالمانه و آشکار به این انسانهای کرد، حاصل ظلم غیر انسانی رژیم های غاصب بخش هائی از کردستان و سکوت و یاهمراهی هم نژادهای ایرانی بوده است. باوجودیکه همه رهبران کرد به صراحت و قاطعیت بروحدت نژادی و فرهنگی با ایرانیان تاکید کرده اند، دستیابی کردها به حق حیات را تهدیدی برای ایران قلمداد کردن، از خود راندن کردها به جای همدلی و جذب نیست؟ واقعیت امرو جبر تاریخی این است که کردها بعد از آن همه مرارت و مبارزه برای رهائی از قید اشغال وظلم وتحقیر، به حقوق خود دست خواهند یافت. در چنین شرایطی، جفا در حق کردها در تاریخ به زیان انکار کنندگان تمام خواهد شد. در شرایطی که جدائی پاره کردستانی که به عراق چسپانده شده است قریب الوقوع به نظر می رسد، شاید شایسته باشد که نظام برامده از انقلاب مردم، به جای تهدید، از در حمایت و جلب نظر حدود 50 میلیون کرد برآید. مخالفت با امری قریب الوقوع سودی برای ایران ندارد. رهبران سیاست در ایران هشیار تر و اینده نگر تر از آن هستند که با مخالفت و ضدیت آشکار با حقوق مردم کرد در کردستان عراق، پیشینه ای برای تاریخ ایران بسازند که به وحدت و دوستی ملتها در آینده آسیب وارد کند. در شرایطی که انتظارمی رفت کردستان ایران، آبادترو پیشرفته تر از دیگر کردستانهای واقع شده در عراق و سوریه و ترکیه باشد، همه دلسوزان کشور می دانند و می بینند که مردم کردستان ایران، از سر بیکاری و نبود امکانات شایسته درایران، برای کار و تحصیل و حتی کولبری، راهی کردستان عراق و یا اروپا و آمریکا می شوند. درست تر این می بود که سیستم های حاکم بر ایران، به جای عناد با سرنوشت دهها میلیون کرد هم نژاد خود وبجای مساعدت دولت های جنایتکار در سرکوب آنها، به حمایت و همدلی با کردهای محصور در این کشورها برخیزند و به جای بی توجهی به کردستان در ایران مانده و تبدیل آن به عقب مانده ترین بخش کشور، آن را مانند کره جنوبی در مقابل کره شمالی، چنان آباد سازند که همه بخش های دیگر با علاقه و اشتیاق به سرزمین مادری کردها علاقمند گردیده و به آن رغبت نشان دهند و به عینه ببینند که نظام برآمده از انقلاب ، چگونه با مردم خود رفتار می کند. کردها تنها به عراق و سوریه و ترکیه و ... تقسیم و پخش نشده اند. میلیونها کردی که در ایران مانده اند، از نظام خود انتظار دارند به حمایت و پشتیبانی از برادران و خواهران آنها در این بخش های جدا مانده برخیزند. بنابراین پر واضح است که تهدید برخی از مسئولین و مخالفت آشکار آنها با حقوق انسانی و طبیعی خواهران و برادرانشان در عراق، مورد انتظار نیست. چرا باید آرزوی خوشبختی کردهای دیگر بخش ها در ترکیه و عراق و سوریه برای کردهای ایران قدغن و امنیتی باشد؟ چرانباید کردهای ایران از دولت و نظام سیاسی کشورشان انتظار داشته باشند که به یاری و پشتیبانی آنها بشتابند؟ اساسا چرا نباید کشور ما همچنانکه برای امنیت و رفاه مردم فلسطین و لبنان و سوریه و ........دل می سوزاند، برای هموطنان ما در دیگر کشورها دل بسوزاند؟ آیا کردها کمتر از سوری ها و فلسطینی ها و لبنانی ها، متحدی استراتژیک برای ایران اند؟ برای دنیا مقبول تر و پذیرفتنی تر است اگر ایران از کردهای دیگر کشور ها حمایت کند و هیچ کشوری نمی تواند این حمایت و پشتیبانی را، دخالت در کشورهای دیگر بنامد. تاریخ سلطنت پهلوی پراست از تشکیل مثلث ترکیه - ایران – عراق و سوریه بر علیه کردها . مردم ایران برای مخالفت با مظالم و اشتباهات رژیم پادشاهی قیام کردند. در شرايطي كه همه كشور ها و قدرتهاي دور و نزديكي كه هيچگونه قرابتي با ملت كرد ندارند، تلاش مي كنند خود را به کردها نزديك كرده و از پتانسيل هاي اتحاد با آنها سودگيرند، چرا كشور هم خانه آنها به جاي تحبيب و دوستي، از در فاصله گرفتن و دوري برآيد؟ گرچه ممكن است اين اندرز بسيار دير باشد. ولي جلو ضرر را از هرجا گرفتن نفع است. طبيعي و معقول است كه دولت ها و كشورها به دنبال يارگيري و يافتن متحداني براي خود باشند. اكنون دولت هاي بزرگ روسيه و چين، متحدان كنوني ايران به شمار مي روند. جنبش فلسطين هم تا ديروز متحد ايران بود(البته نه بدون چشم داشت بلکه با دریافت هدایا و هزينه اي شايد گزاف). جنبش هائي همچون فلسطين و غيره را كه كمترين قرابتي با ملت ايران دارند، تنها می توان متحدان موقتي به شمار آورد و دیدیم که آنها تا کجا جمهوری اسلامی را همراهی کردند. ليكن كردها با هزار رشته با ايرانيان پيوند خورده اند. شايد ناصواب باشد اگر متحدان طبيعي و استراتژيك را با جور از خود رانده و متحدان موقتي را با هزار انعام و هديه نگاه داريم تا هرزمان كه سر كيسه سفت شد، به اين اتحاد پشت كنند. اين همان اشتباهي بود كه شاه مرتكب شد. اگرجمهوري اسلامي و مردم اكثرا شيعه ايران حق دارند و لازم مي دانند از شيعيان در ديگر كشورها حمايت و پشتيباني كنند، به همان اندازه و شايد بسیار بیشتر از آن، بايد از هموطنان كرد با جديت پشتيباني و حمايت كند. چرا كه اولا هم نژاد اند. دوما در گذشته بخشي از ايران بوده اند. سوما خود را هم تبار مي دانند و چهارم اينكه بخش بزرگي از كردستان و ملت كرد در ايران مانده اند و وجود و حضور دارند، پس منطقي و طبيعي است كه از كردهاي ديگر كشور ها هم حداقل مانند شیعیان پشتیبانی و حمایت شود. چراها و مصلحت های دیگر فراوان اند که امید می رود با عقلانیت ملی به آنها توجه شود. چرا که منافع استراتژیک و دراز مدت مردم و کشوردرآن نهفته است. گرچه ممكن است اين اندرز بسيار دير باشد، ولي جلو ضرر را هر زمان گرفتن، سود است! رحیم فرهمند – مردادماه