بەرابەر بە |

وسواس فكري ضديت با كردها نياز به درمان شناختي دارد

 ماه منير بوكاني كارشناس ارشد روان شناسي:
افكار وسواسي يك نوع بي اختياري در تصورات ذهني ميباشد كه بسيار وابسته به فرهنگ جامعه است وگاهي اوقات افكار وسواسي بصورت يك فكر خرافي ظاهر ميشود ويكي از اين افكار كه امروزه بدليل تصميم مردم اقليم كردستان عراق براي انجام رفراندوم بله يا خير به منظور استقلال كردستان ميباشد ،كه به شكل فوبياي كردهراسي در منطقه شيوع پيدا كرده است. در اثر سوگيري گزارشي كه ازطرف سياستمداران صورت ميگيرد بسياري از حقايق پشت پرده كتمان ميشوند ووسواس فكري در جوامع بوجود مي آيد كه سالهاست بعنوان يك بيماري ريشه دوانده وباعث اضطراب درميان مردم شده است كه نياز به درمان شناختي دارد تا اين تصورات باطل باعث رنج وعذاب در أفراد نگردد كه همانا اعتماد به نفس افراد بيمار را ازبين برده وزمينه هاي ناسازگاري و پرخاشگري را هم فراهم ميكند.كه نتيجه اي جز آسيب رساندن به خود را در پي ندارد. فوبياي كردهراسي در منطقه يك فكر انحرافي بيش نيست كه تحت تأثير ديدگاههاي اجتماعي-فرهنگي به ادراك غلطي دست پيدا كرده اند كه با محرك هاي عيني موجود در محيط هماهنگي ندارد . اين نوع فوبياي خاص در جوامع نياز به درمان شناختي دارد تا بر تغيير دادن رفتار وافكار ناسازگار تمركز كنند، دراين ميان ميدياها ميتوانند نقش تعيين كننده اي إيفا نمايند تا افراد جوامع(ترك،فارس،عرب) را از اين توهمات خارج كنند. در صورت مستقل شدن كردستان در خاك آباء وأجدادي باتوجه به سابقه تاريخي كه كردها از خود نشان داده اند روح مردانگي وجوانمردي در آنها موج ميزند ورفتاري كه نشان از تهديد يا پايمال ونقض كننده ى حقوق ديگري باشد مشاهده نشده همچنان كه از سال١٩٩١ كه خودمختارند چه در پارلمان ،چه در كابينه وانجمن هاي شهر تمامي أقليت هاي نژادي-مذهبي شامل: كلدان،آشور،تركمن،كاكه اي،شبك،مسيحي،مسلمان و... صاحب كرسي وجايگاه بوده اند وسهم داشته اند ودر واقع نمونه كامل يك دموكراسي بوده اند. پس به واقع جوامع نياز به پيشگيري وكاهش اثرات منفي تأثير ناخودآگاه وخودكار سوگيري هاي شناختي دارند تا درقضاوت وپيش داوري هاي خود تجديدنظر كنند،در غير اين صورت نوعي استرس ذهني يا ناهنجاري وإحساس ناخوشايند بوجود مي آيد كه نتيجه إيجاد والقاي همزمان دويا چند ديدگاه،عقيده،ارزش ويا انديشه ناهمساز مي باشد.كه ديدگاه افراد سرشناس إصلاح طلب،محققان سياسي،اجتماعي كه براي تحقق دموكراسي تلاش زيادي كرده اند ولي موضوع كه به كردها ميرسدبعنوان ميوه ممنوعه به اين مساله مينگرند وهمه آنچه ريسيده اند را پنبه ميكنند،درخصوص مساله استقلال كردها نشان از سوگيري هاي شناختي دارد. سوگيري شناختي تمايلاتي براي فكر كردن به شيوه هاي خاص مي باشد كه ميتواند باعث انحراف سيستماتيك ازقضاوت مناسب يا استانداردي از عقلانيت شود. درنهايت ممكن است به تحريف إدراكي ،قضاوت نادرست وتفسير غيرمنطقي منجر شود كه همان فوبياي كردهراسي ميباشد. ظاهرا غيراز افكار عمومي جامعه، سياسيون،علما،رجال و... نيز نياز به درمان شناختي دارند تا عينك بدبيني وسوگيري را از چشم بردارند وبه قول سهراب "چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد".