بەرابەر بە |

یادداشت دکتر احمد نقیب زاده استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران

s_580_300_16777215_10_images_farsi_15-9-21-124635IMG_0983.jpg

رۆژهەڵات تایمز: هرکس با استقلال کردها مخالفت می کند بکند ولی ایران نباید پشت کردها را خالی کند. چرا که کُردها و دیگر ایرانیان دارای پیوندهای عمیق و ناگسستنی تاریخی و فرهنگی هستند از سه خانواده ای که امپراتوری ایران را تشکیل می دادند یعنی مادها، پارس ها و پارت ها، گام اول را مادها یا کردها برداشتند. طی چند سده اخیر و در سایه ضعف حکومت های مختلف حاکم بر کشور و شکست در جنگ های سرنوشت ساز مانند چالدران، قسمت عمده ای از سرزمین بزرگ کردستان برای همیشه از ایران جدا شد و لذا شاخه همخون من اینک در سرزمین های مختلفی پراکنده شده، زجرها کشیده، قتل عام ها دیده ولی دست از کُرد بودن خود نکشیده است.
تنها قسمتی از آنها در سرزمین پدری خود باقی مانده اند و البته در اینجا هم بی مهری ها دیده اند که از جهل و نادانی ناشی می شده است. فرق اینجا (ایران) با آنجا یعنی با عراق و ترکیه و سوریه و لبنان در این است که اینجا از خود اوست. سه هزار سال است خون ایران در رگهایش جوشیده و سخن ایران بر زبانش خروشیده.، به کجا برود؟ از که روی برتابد هرچند که برادرش بعضاً نامهربان بوده باشد!
یکم اینک که می خواهد حق خود را بگیرد تا دیوانه تبهکاری کودکانش را بار دیگر در حلبچه، انفال و شنگال به خاک و خون نکشد از که چشم یاری دارد؟ اگر ترکیه و سوریه از سرافرازی کردها می ترسند بگذار بترسند اما من شاخه همخون خودم را رها نخواهم کرد. عراق هیچوقت یک دولت ملی نبوده است. مرزهایش استعماری است و ترکیب جمعیت اش تصنعی است. نه تنها کردها هیچ ربطی به اعراب ندارند بلکه اعراب سنی هم با شیعیان بیگانه اند. تمام کشورهایی که به این صورت بعد از جنگ جهانی اول از وصله پینه های متضاد تشکیل شدند مانند یوگسلاوی و چکسلواکی فروپاشیدند و هرقومی خود را گرفت. بنابراین سرنوشت محتوم عراق هم همین است.
دوم اینکه یک ملت پراکنده و سرگردان در صورتی آرام می گیرد که در گوشه ای از دنیا یک وطن مخصوص خود داشته باشد. فلسفه وجودی اسرائیل از دید غربی ها هم همین بود که گفتند تا کشور خاص خود را نداشته باشند آرام نمی گیرند. الان یهودیان زیادی هستند که از دولت اسرائیل بیزارند ولی از هم پاشیدن اسرائیل را بر نمی تابند. زیرا در آن صورت کابوس هولوکاست خوابشان را خواهد ربود.
سوم اینکه منافع ملی ایران حکم می کند که عراق یک دولت مرکزی قدرتمند نداشته باشد و لذا عدم تمرکز و یا حتی تجزیه آن بیشتر در راستای منافع ماست. زیرا دولت های مرکزی آن جز به مدد خشونت عریان قادر به حفظ این مجموعه نامتجانس نبوده و نخواهد بود. تاریخ صد سال اخیر هم نشان داده است که هرگاه دولتی متمرکز در بغداد شکل گرفته به ایران چنگ و دندان نشان داده است و باید تاکید کنم که آنچه امروز در بغداد جریان دارد نباید ملاک تصمیم گیری باشد بلکه قاعده ژئواستراتژیک تعیین کننده است و نه التهابات و تحولات گذرا.

به باور من دولت کردستان به مرکزیت اربیل هیچگاه علیه ایران شمشیر نخواهد کشید و دوستی اش با دشمنان ما از جمله اسرائیل را به ضرر ایران توسعه نخواهد داد. همه ویژگی ها و خصوصیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که در این منطقه وجود دارد باعث می شود تا من از تولد محتمل «ایران دوم» از آن یاد کنم ایران دومی که انشاءالله بدین سان شکل خواهد گرفت هیچگاه خاک خود را در اختیار معاندان ایران قرار نخواهد داد. البته آنها رفتار امروز ما را در خاطره جمعی نگه خواهند داشت. آنها باید بدانند که ما در همه جا پشتیبان آنها خواهیم بود. ما هرگز در کنار کسانی که ننگ نسل کشی در پیشانی شان نقش بسته به جنگ کردها نخواهیم رفت بلکه به صدای دف آنها تا سپیده دم استقلال کردستان عراق خواهیم رقصید.